2 شعر از سهند پاک‌بین

Most Hit

به ماهی سفید

 

یکی از همین روزها

نامم را عوض می‌کنم

و با نام مرد دیگری عاشقت می‌شوم

یکی از همین روزها

در ملاء عام اعتراف می‌کنم

دوستت دارم

و هر کس از تو بپرسد

انگشتم را به همه سو می‌چرخانم

یعنی او در همه‌جا هست

مثلن هر زنی که زیباست

کمی از زیبایی تو را پوشیده است

و هر کسی که به من گفته دوستت دارم تو بوده‌ای

 

کاش سال‌ها پیش عاشقت می‌شدم

چادری سیاه با چشم‌هایت می‌آمد صف نفت

خیره می‌شدم به تو

دست‌هایم را به هم می‌مالیدم، گرم می‌شدیم

صف نان می‌ایستادی

سفیدی بازویت از چادر بیرون می‌زد

نان بر می‌داشت

فقط تو می‌توانی قرص نان را زیبا کنی

و قرص ماه را به بالشم بکشانی

وقتی انگشت کوچکم لای موهایت گیرکرده است.

 

زیبایی تو

مثل نفت در خاورمیانه است

زیبایی در تو

مثل برف در سیبری است

و من که گاهی تا کمر در برف فرورفته‌ام

طوری به تو فکر می‌کنم که انگار

انگار سرم را

سرم را مثل کبریتی به آتش کشیده‌اند.

 

 

2

 

سرما به گونه‌هایت دست می‌کشید

برف تا کمرگاهت بالا می‌آمد

کاش زمستان بودم.