باید بمیرم

باید بمیرم

با این همه درخت افسرده

باران پژمرده     آفتاب نیمه‌جان

تا مگر

خلاص شوم

از شر این فصل‌های جهنمی

که هی

باز تولید می‌شوند     می‌شوند به دلخواه هر که غیر

 

باید بمیرم

تا مگر

خلاص شوم

از این همه درِ بسته     کلیدِ در قفل شکسته

چشمِ کور

زبان لال     گوش کر

 

باید بمیرم

اگرچه

تو را نیز از دست می‌دهم

حرف‌ها و همدلی‌ها     همراهی‌ها و با تو بودن می‌خواهم‌ها

و آن جانم گفتن‌هات

وقتی

که تن تب می‌کند     روح عرق

 

فروردین 1395