پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



ساده نویسی، مخاطب عام یا ترویج سهل گیری و آسان پسندی؟

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit

گفت وگو با مسعود احمدیِ شاعر

مزدک پنجه ای

روزنامة روزگار، سال پنجم، شماره 1576، 16 مرداد 1390، ص 11

آیا ساده نویسی و سهل و ممتنع نویسی برای مخاطب عام قابل تفکیک است؟ و ساده نویسی در شعر را می توان نشان فضیلت جریان خاصی در شعر دانست؟

اولاً اگر صرف ساده نویسی ملاک برتری شاعر یا جریانی خاص باشد، لابد اشرف الدین قزوینی ملک الشعرای این سرزمین است و نه فقط خاقانی شروانی غامض نویس که خواجه حافظ سهل و ممتنع گوی باید در محضر بعضی از مدعیان ساده نویسی امروز سر تعظیم فروآورند. به گمان من چنانچه شعوری شورمند، عواطف و احساسات عمیق و غنی به مدد توانایی های فنی لازم و کافی در خلق اثری دخیل باشند، خواه ناخواه آن مخلوق هنری گیریم به مرور و به تدریج مورد توجه و اقبال مخاطبین عام نیز قرار خواهد گرفت. به عبارتی، ارتباط مردم با شعر حافظ از طریق جانی شریف است که علاوه بر دانش و بینشی ژرف، عواطف و احساساتی غنی و عمیق، فضایل اخلاقی یی چون سخاوت و جسارت از عناصر شاکلة آن اند. بنابراین بر خلاف ادعای یکی از سردمداران جریان مصنوع و مجعول ساده نویسی در شعر، شعر خواجه شمس الدین به هیچ وجه سهل الوصول نیست. من نمی دانم شعری متعلق به مکتب عراقی و مملو از کلمات و ترکیبات عربی و صناعات ادبی چگونه سهل الوصول و زودیاب است و اگر هست، چرا تا به حال ده ها کتاب و رساله و مقاله در شرح و تفسیر و تأویل آن نوشته اند.

جریان های حاکم در شعر امروز، شعر زبان محور، شعرهای متمایل به شعر نگاره ای و بحث ساده نویسی که این روزها بسیار سعی می شود تسری یابد را چه گونه ارزیابی می کنید؟

هر جریان اصیل اجتماعی و سیاسی و یا فرهنگی و هنری بنابر اقتضائات تاریخی- اجتماعی و مطالبات برخاسته از آن ها صورت می پذیرد و لاجرم خود جوش است و دست کم مطلوب بخش یا بخش هایی از مردم و طبعاً بی نیاز از آوازه گری و غوغاسالاری. لذا اغلب جریان هایی که به زعم حضرتعالی بر عرصه شعر معاصر حکم می رانند، مصنوع اند و مبتنی بر اغراض ایدئولوژیک و امیال تنگ نظرانة شخصی و قومی و بومی. لذا جانبداری سازمان یافته و تشکیلاتی از آن ها مثل همان جریان ها امری ست بیرون از مقولة شعر و شاعری.

آیا می توان پدید آمدن جریان ساده نویسی بعد از دهة هفتاد را بر آمده از یک ضرورت ادبی- تاریخی دانست؟

به گمانم پاسخ را در جواب به سئوال قبلی داده ام. اما شاید بد نباشد تکمله یی بر آن جواب اضافه کنم. به ترکیب نحوی «پدید آمدن» که سهواً در این پرسش خود به کار بردید، دقت فرمایید. پدید آمدن امری ضروری، ایجابی و خود به خودی ست. مثل آنچه که شعر نو یا نیمایی نام گرفت اما ساده نویسی مورد نظر آقایان که فاقد موضوعیتی تاریخی- اجتماعی ست از سنخ پدید آوردن است و ناگریز بری از اعتبار و وجاهتی اصیل.

به همان اندازه که شاعران آوانگارد می توانند به شعر آسیب برسانند، ساده نویسان هم می توانند؟

فرق میان کسانی که آن ها را آوانگارد یا پیشرو می دانید با مدعیان ساده نویسی در شعر بسیار است. دستة اول مدعی پدید آوردن شعری برای تودة مردم نیستند و مثل همة پیشروان به انزوایی رانده می شوند که دامن زدن به عوام گرایی یکی از دلایل آن است اما گروه دوم مورد نظر به ویژه نوع تشکیلاتی آن که پیشاپیش و به هزار ترفند مبلغین مؤمن و امکانات تبلیغاتی آن را فراهم آورده اند، بسیار مخرب اند. لابد جنابعالی هم شعر امروز را چه در مطبوعات و چه در فضاهای مجازی دنبال می کنید و دیده اید چه فضاحتی به بار آورده اند. وقتی شلخته نویسی ناشی از عدم شناخت زبانی که به ضرورت شعر ما در آن متشکل می شود و صورت می پذیرد، حُسن قلمداد می شود و ایادی و کارگزاران تشکیلاتی و عمدتاً بی بضاعت و تنک مایه مصرانه اغلاط فاحش نحوی، ضعف تألیف ها و... قائدین اعظم را به ساختار شکنی و غریبه گردانی و گریز از دستور تجویزی و امثال این ها نسبت می دهند، نتیجه جز ترویج و تثبیت کاهلی، آسان گیری و آسان پسندی و مآلاً هدر رفتن استعداد جوانان چه باید باشد؟ درک این که هرگونه آشنایی زدایی و نوآوری از جمله در حوزة زبان معطوف به نگاهی نو، دانشی ژرف، شعوری شورمند، عواطف و احساساتی عمیق و غنی، سجایای اخلاقی و احاطه بر پیشینة ادبی و تسلط بر زبان است چندان دشوار نیست اما نظر به این که فراهم آوردن این مقدمات مستلزم کاری سخت و مستمر است، شیوه این حضرات بالاخص در نزد جوانان شتابکار و نامجو مقبول تر می افتد و طبیعتاً خساراتی چنین اسف انگیز به بار می آورد.

فکر می کنید جریان ساده نویسی توانسته مخاطبان شعر را افزایش دهد و تأثیری بر فروش کتاب داشته باشد؟ هر چند که خاصیت عوام گرایی رخنه در لایه های ساده و غیر پیچیده جوامع است؟

به این مدعیات سراپا کذب که سردمداران و متولیان ساده نویسی دمادم در بوق و کرنا می کنند توجه نفرمائید. اگر شاعری تا این حد که آقایان مدعی هستند مخاطب دارد، قطعاً نیازی نیست که نشر «تکا» کتابش را چاپ کند تا در کتابخانه های دولتی و قفسة کتاب نهادهای وابسته خاک بخورد. فروغ، سهراب و شاملو کی و کجا به این شیوه های سخیف متوسل شدند؟ حتماً مطلعید که مجموع شمارگان «هشت کتاب» سپهری از یک و نیم میلیون فراتر است و اگر همین امروز مجموعه آثار فروغ بدون دستکاری در تیراژی چند ده هزاره نسخه یی منتشر شود، به غروب نخواهد کشید که نایاب خواهد شد. راستی تعجب نمی کنید اگر بشنوید چاپ اول دفتر شعری یک روزه در نمایشگاه کتاب نایاب شود و در ظرف یکی دو روز چاپ دوم آن در همان جا و بر پیشخوان همان ناشر عرضه گردد. چنین شعبده یی فقط و فقط از یکی دو ناشر ساخته است و بس.

جوایز ادبی در این میان چه تأثیری داشته است؟

جز یکی دو مورد که بانیان و متولیان آن ها، به هزار زحمت آبرو و اعتباری کسب و حفظ کرده اند، مابقی ابزار یارکشی و بده و بستان های کاسبکارانه بوده اند. از منظر بنیان گذاران و متولیان این دسته از جوایز تنها چیزی که ملاک نیست ارزش آثار است. پرداختن به چرایی پدید آوردن و چند و چون جوایز در سه دهة اخیر را به مجالی فراخ تر موکول فرمایید.

می توان گفت جریان ساده نویسی به قصد مقابله با جریان پیشرو و در دهة هفتاد مطرح شده است؟ و آیا می توان چنین نتیجه گرفت که نیت مبشران این جریان تخریب و حذف دیگر اندیشان بوده است؟

اگرچه نتایج اعمال آنان مؤید این گونه دریافت ها و برداشت ها نیز هست اما به باور من برتری طلبی، جاه جویی، بوم گرایی و تعلقات ایدئولوژیک- سیاسیِ گروه محور که همه از مؤلفه های فرهنگ واپسمانده و منحط پدرشاهی اند، در برپایی این جریان مجعول نقش بارزتری داشته اند. در میان مخالفین این جریان شاعران و منتقدین صاحب فضلی می بینید که حتی بانیان این جریان به قد و بالای ایشان نیستند چه رسد به هواداران نمک پروردة آنان. اشاره ام فقط به امثال خانم آزیتا قهرمان و آقایان سعید سلطانی طارمی، شهاب مقربین، مهرداد فلاح و... که هم شاعرند و هم فاضل نیست. جوانانی همانند علی ثباتی، حسین ایمانیان، علی سطوطی قلعه و... را نیز مد نظر دارم. اینان کجا و همنسلان مدافع ساده نویسی ایشان کجا؟

عده ای از منتقدان جریان ساده نویسی در شعر معتقدند در این دهه نام چند شاعر توسط آدم هایی بر سر زبان ها افتاده که در واقع هیچ صلاحتی برای این کار نداشته اند و مهم ترین عامل این مسئله را نیز سیطره ی پوپولیسم (عوام گرایی) در فرهنگ عمومی جامعه می دانند، در این باره چه نظری دارید؟

تا آن جا که به یاد دارم این نظر را که تأکید بر یکی از عوامل شاکله و بارز این جریان است، آقای حسین ایمانیان هوشمندانه و به درستی مطرح نمودند. اما به زعم من علاوه بر امیال برتری طلبانه و سلطه گرانه و... فرصت طلبی ماهوی جریانی ایدئولوژیک- سیاسی که معتقدان به آن دفع الرجال را به قحط الرجال گرفته اند بیش ترین سهم را در راه اندازی این جریان داشته است.

شما در گفت و گوهای قبلی، خود را یکی از مبشران ساده نویسی قلمداد می کنید و از مجموعه ی «دونده ی خسته» که در سال 1367 منتشر شده نام می برید، در حالی که در جای دیگر ترویج ساده نویسی را در شعر توهینی به شعور مخاطب دانسته اید، در این باره چه نظری دارید؟

اگر مقالة «درک عوامانه از ذهن و زبان یا ترفند فرصت طلبانه»ی بنده را که در روزنامة شرق به چاپ رسید و هم اکنون در وبگاه شخصی من مندرج است، دوباره مرور نمایید خواهید دید نشان داده ام که از ابتدای پای گیری شعر دری تا به حال بنا به ضرورت ساده نویسی و دشوار نویسی دو جریان همزاد و موازی بوده اند و در همین راستا از چندین شاعر قدیم و جدید نمونه هایی آورده ام. آنچه که شما به آن استناد می کنید جمله یی شرطی ست و با این مضمون «اگر قرار باشد میان معاصرین حی و حاضر به دنبال مبشران ساده نویسی باشیم لابد یکی از اولین ها بنده ام» استناد به اشعار مجموعة «دوندة خسته» و دفترهای دیگری که در آن مقاله از آن ها نام برده ام و از آن ها نمونه آورده ام سند بی اعتباری مدعیات آقایان مدعی و مؤید غصبی ست که به آن اشاره کرده ام. مبحث توهین به شعور مخاطب هم معطوف به نوشته های مبتذلی ست که حضرات به نام شعر به خورد خوانندگان داده اند و می دهند. آن نمونه ها که از دفترهای شاعران دیگر و از جمله از مجموعة «دوندة خسته» استخراج کرده ام نه فقط از بابت شعریت و محتوا که از بابت سلامت و روانی و زیبایی زبان نیز به هیچ روی با آنچه که مدعیان ارایه کرده اند قابل قیاس نیستند؛ می توان مقایسه نمود و داوری کرد. ریز نام و نشان مؤاخذ زیر آن مقاله آمده است.

دعاوی بی پایه و اساس این مدعیان را نه فقط توهین به شعور مخاطبین که به شعور اهل فن هم می دانم. آقایان گمان برده اند که دیگران و دیگرتران نیز از سوابق تاریخی شعر فارسی بی خبرند و مثلاً با شعر امثال رودکی و ایرج میرزا و کوش آبادی و... آشنایی ندارند. لازم نیست بنده مدعی و مفتخر به ساده نویسی باشم از وصیف سگزی و ابوحفص سغدی تا احمدرضا احمدی و بیژن جلالی و... این شیوه به موازات غامض نویسی و سهل و ممتنع گویی در حرکت بوده است.

عده ای معتقدند جریان ساده نویسی سبب شده شعر مدرن مهجور بماند و صدای شاعرانی که به زبان و شکل (فرم) نیز توجه دارند شنیده نشود، خاصه این که برخی از انتشاراتی ها نیز که تمایل به انتشار مجموعه شعر دارند کم تر سراغ این دسته از اشعار می روند، در این باره چه نظری دارید؟

علاوه بر تنش و تپش های سیاسی- اجتماعی و مضایق معیشتی که خود به خود عرصه را بر فعالیت های فرهنگی از جمله مطالعه تنگ می کنند، افراط بعضی از مدعیان نوآوری و تفریط مدعیان ساده نویسی در شعر به شدت از تعداد مخاطبین شعر کاسته است. لذا طبیعی ست که بنگاه های تولید و نشر کتاب که مؤسساتی اقتصادی اند، به کتاب شعر اقبالی نشان ندهند. مگر آن دسته از بنگاه های دولتی و وابسته به دولت که از انواع حمایت ها برخوردارند؛ خرید بخش قابل اعتنایی از شمارگان کتاب و توزیع آن توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دست کم نگیرید.

چرا صفحات شعر مجله ی نگاه نو حذف شده است؟ در حالی که این نشریه با دبیری شما در سال های متمادی شعرهای به قاعده و به سامانی منتشر می کرد.

واقعیت این است که سردبیر نگاه نو و بنده از کشمکش های بر سر چاپ شعر این یا آن و دعاوی و مطالبات شاعران سالمند و میانسال بر سرجای شعرشان در صفحات به ستوه آمدیم. می دانید در طول قریب به 15 سال شعر های منتخب فارغ از هر ارزشگذاری بر مبنای ترتیب الفبایی نام پدیدآورندگان چاپ می شدند. این هم مقبول و مطلوب کثیری از آقایان نبود. لذا سردبیر پیشنهاد بنده را پذیرفت و صفحات شعر را برچید.

وضعیت صفحات ادبی مجلات و روزنامه را در دهه ی اخیر چه گونه ارزیابی می کنید؟ چرا شاعران بیش تر به مسایل پیرامونی شعر پرداخته اند تا چاپ شعر خود؟ این رویه از سوی رسانه ها برگزیده شده یا عدم استقبال چاپ شعر از سوی شاعران بوده است؟

اگر محذورات و معذورات روزنامه های غیر دولتی را در نظر بگیریم، تا حدی کاهش کیفیت صفحات ادبی را امری ناگزیر می دانیم. پرداختن شاعران به مسایل پیرامونی هم، علاوه بر این که تقابل با افراط و تفریط ها بالاخص با جریان مروج ابتذال و مآلاً پاسداری از زبان و ادب فارسی ست، رویارویی با دار و دسته های غوغاسالاری ست که هر نوع شعر اصیل را نه به حاشیه که به انزوا رانده اند. در مورد خودداری از چاپ شعر هم تنها این را می توانم بگویم که دیگر حاضر نیستم شعرم را به کسانی بسپارم که دست کم برای برکشیدن دوستان و رفقای خود از آن استفادة ابرازی می کنند.

فکر نمی کنید یک سری ماجراجویی و بی ریشگی در آثار ارایه شده توسط برخی پدیدآورندگان شعر پیشرو سبب شده تا کل جریان آوانگارد از سوی سهل اندیشان مورد نکوهش قرار گیرد؟ هر چپ روی یک راست روی را به دنبال دارد... یا همان افراط و تفریط خودمان.

بی تردید این هم از عوامل مؤثر بوده است.

پرسش واپسین را به پاسخ شما موکول می کنیم. به این که چه پرسشی ست که همیشه دوست داشته اید در چنین گفت و گویی از شما پرسیده شود؟

گفت و گوکنشی دو طرفه یا چند جانبه است؛ پرسندة عالم و تیزهوش به بنیان های مسایل روز می پردازد. پس، با توجه به محدودیت صفحات ادبی و نوع پرسش های شما، هیچ گله و پرسشی ندارم.

تهران- شهرزیبا

18- 1390/4/21

نظرات  

 
0 #2 شهبارا 1390-06-23 02:41
درود بر شما آقای احمدی گرامی . باید گفت جانا سخن از زبان ما می گویی . به کجای این شب تیره باید آویخت قبای ژنده ی خود را از دست این نا شاعران و این اوضاع اسفناک و به کجا باید پناه برد از دست این همه ابتذال ؛ انحطاط فرهنگی و میان مایه گی ؟
نقل قول
 
 
0 #1 علیرضا مکوندی 1390-06-18 01:01
نویسنده یا شاعر جدی و مجرب هرگز آخرین تاویل کننده متن خود نیست اما الزاما می بایست آخرین پیشنهاد دهنده باشد. این شاید اساسی ترین شرط برای نوشتن است که در صورت حصول و تحقق می تواند هر اسلوب رایج و سابقی را به نفع خلق زیبایی جدید، برهم زده و برای مخاطبان پسندی متفاوت و تازه خلق کند. من از جریان و سبک خاصی دفاع، پیروی یا انتقاد نمی کنم بلکه معتقدم که در هر رسته (طبقه)1، و با هر نگاه زیبایی شناختی، اثر می باید توانایی دفاع از خود در برابر هر پیشنهاد دیگری (لااقل) در همان رسته (طبقه) را داشته باشد. در مواجهه با برخی آثار (که بنا به ملاحظاتی نمونه آنها را ارائه نمی کنم) براحتی و با صرف چند دقیقه می توان همان معنا یا تصویر ایجاد شده را در فرمی قابل قبول تر (از منظر مخاطب همان متن) بازسازی کرد. این شاید یکی از آفات شایع باشد که از تولید انبوه و شتاب در عرضه ناشی می شود. متن باید همچون میخی فولادی فرو رفته در صخره ای باشد که هیچ مخاطب حرفه ای و حتی نویسنده ای دیگر نتواند آن را تکان بدهد و جایش را سست کند.
1- Category
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید مصاحبه : ساده نویسی، مخاطب عام یا ترویج سهل گیری و آسان پسندی؟