پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 شعر از امیر خالقی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

سکوت

 

به سکوتم برس

که سال‌هاست فریادم مرده

یک دقیقه

به احترامش

دهانم را دوخته‌ام عمری

- برازنده‌ات بود

خداحافظی در بارانداز ابرها

آنگاه که پاییز

صاحبخانه‌ی جدید من شد؟

 

جغرافیای پیچیده‌ای ندارد

تاریخ تنهایی

حالا که از شکر فارسی

پاهای بسته به نی

در صور فلکی‌ام

ریاضیات را به ریاضت نشسته

- زخم می‌زند سکوت را؟

 

از راه‌های نرفته‌ام بپرس

پاهایم

کجای چشمخانه‌ات

به ویلچر عزا نشست

رسیدن را چراهایم؟

 

چراغ بیاور

به سکوتم برس

در فریاد مرده باد و زنده باد

کر شدیم

و سکوت‌های عاشقانه

سنگسار

هنوز در ایستگاه آزادی

برای هر سواری که دست بالا برد

پیاده‌گی دستم را

دست‌بندی دار زد

 

به سکوتم برس

امروز

جنازه‌اش

از کابوس‌های من

بالاتر پریده بود

سکوت از این فریاد...

سکوت، اما...

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر سیرجان : 1 شعر از امیر خالقی