پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از علیرضا برارش

  • مشاهده در قالب پی دی اف

طلسم

 

که تو نباشی

و زمین از مدار بلغزد

گیج عطر سیبی در آفریقا

یا نمی‌دانم چند کوچه پایین‌تر

برتاقچه‌ی سنگی زنی

همچنان بلغزد

و تو نباشی

یا اگر باشی

گیجِ عطر سیبی رهاشده

از شاخ بریده‌ی گوزنی

خرابِ خرامِ نیمه‌ی سرخ‌اش

و حتی کلاغی مبهوت

در نیمه‌ی سفید

برتاقچه‌ی سنگی غاری

وسوسه‌ات نکند که سنگریزه برداری

و اصلاً فراموش کنی

همین شیطنت کوچک

طلسم قرار زمین بود.

وگرنه هزار قطار روشن سرخ و سفید

بر تاقچه‌ی سنگی غاری در هزاره‌ی اول

و هزار سنگپاره

از شکاف خون افتاده‌ی اناری

باریده بر ریشه و شاخه‌ی سوزان‌اش.

 

 

گاهی

 

نه چنان که تو باشی

و مثل همیشه باد

نقش تمام تو را

تو به تو به پرده زند

که از کوبه وکلون گذشته‌ای

و ازگذشته‌ها

همین دو دست نیامده بود

و نمی‌دانم از کجای راه کنار من

همین که آمده بود

و نیمه پیداشده از گمشده سینه‌ریزت را

تمام‌قد به پرده می‌دوخت.

 

و از سینه فقط سینه‌ریز تو بود

نه چنان که تو باشی

و باد

نقش تمام تو را

از دفتر خالی مانده‌ی شاعر هزار سال...

گاهی نمی‌دانم کی یا کدام وقت...

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر تبریز : 2 شعر از علیرضا برارش