پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از عابد اسماعیلی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

نسخه‌ی پیچیده

 

آن مردی که می‌خواستی با نفسش گرم شوی

و روی زانوهایش

هیچ از مرگ حرفی به میان نیاید

آن مردی که می‌خواستی شعرهایش تو باشی

بی‌هیچ قضاوت احمقانه‌ای

و به حرف‌های بی‌نهایتت لبخند بزند

من نیستم

 

آن زنی که می‌خواستی کف را برق بیاندازد

بعد بنشیند در گوشت آواز بخواند

و با نوک انگشتان کوچکش معجزه کند

آن زنی که می‌خواستی با پنجره حرف بزند

به ماه گل بفرستد

و دامنش را گاهی به قدر آستینی...

من نیستم

 

آن فرزندی که می‌خواستی شبیه پدرش نباشد

آن کوچه‌ای که

آن لذتی که

آن اَبَر انسان

آن همه و هیچ

من نیستم

من نهایتاً نسخه‌ی پیچیده‌ی یک بیمارم

 

 

دو زیست

 

با پیراهنی سمی

چند صباحی در خودم زیستم

و منتظر بودم موریانه‌ها حمله کنند و

بمیرند

تو زاده‌شدی از ناف من

و همه آن وحشی‌ها را قلع و قمع کردی

گفتم باکی نیست

بیهوده مقداری از توهمِ با تو بودن

به شعر ختم شد

 

فی الفور پیراهنم را عوض کردم

چند صباحی در تو زیستم

و منتظر ماندم جهان مسمومم به روند عاشقانه‌اش برگردد

که تو موهایت لای بوته‌ها گیر کرد

گفتم باکی نیست

این نیز بیهودگی‌ست

 

بعدها فهمیدم

یکی روی پیراهن یا پیشانی‌ام

با خطی شکسته نوشته

من شاعری ورشکسته‌ام

هم از این‌ور شکسته‌ام

هم از آن‌ور

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر شهر برازجان - دشتستان : 2 شعر از عابد اسماعیلی