پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از روزبه سوهانی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

برای گرم‌شدن

آوازی بر شانه‌ات می‌اندازم

و آن‌جا که نامت زخمی از جهان برداشته باشد

تمام شعرهایم را با چند قطره باران معاوضه خواهم کرد

که بر آستینم ببارد

که خون از خنده‌های تو پاک کنم

 

می‌بینی؟

معجزه همیشه به پیامبر نیاز ندارد

کافی‌ست یک شاعر باشی

و نامت هر صبح از دهان موعود بیرون بیاید

آن وقت است

که استکانی چای بر میز صبحانه

می‌تواند شروع مذهب تازه‌ای باشد

 

 

2

 

باور نمی‌کنی؟

همیشه خون نیست که در رگ‌ها جریان دارد

گاهی خاک است

من حتی مردی را دیده‌ام که از زخم‌هایش پرنده می‌ریخت

یا زنی که از شکاف سینه‌اش صدای رودخانه می‌آمد

 

باور نمی‌کنی؟

آدم‌ها گاهی سرزمین خودشان می‌شوند

و آن‌وقت

هر مرگ

چیزی بیشتر از پایان یک زندگی خواهد بود

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر تو : 2 شعر از روزبه سوهانی