پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



2 شعر از احمد نجاتی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

1

 

دیگر بار

می‌روید بهار

از باورِ سپیدِ یخ اندودِ کوهسار

می‌پرد پرنده از پسِ پسکوچه‌های باغ

می‌لغزد نسیم

 برخوابِ بیشه‌زار

می‌غّرد ابر

بر آسمانِ تیره و غمبارِ روزگار

و چک چکِ غرورِ منجمدِ کوه

سرریز می‌شود

بر انحنای نیمه‌ی پنهان جویبار

 

می‌روید بهار

دگربار

همراه رود

بر این دشتِ انتظار.

 

 

2

 

با واژه‌های سپید

در سیاهی شب راه می‌روم

غوک‌ها

هراسان می‌گریزند

جغدها

ناله سر می‌دهند

خفاش‌ها

از شیار شب پرواز می‌کنند

و شعرهایم

زاده می‌شوند

 

آنگاه

ماه

بالا می‌آید

سپیدی می‌گسترد

و جهان

در آرامشی عظیم

... فرو می‌رود.

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر تو : 2 شعر از احمد نجاتی