پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



10 شعر از اکبر اکسیر

  • مشاهده در قالب پی دی اف
Most Hit

فوبيا

 

در خانه از لولو مرا ترساندند

در كوچه از جهود

در مدرسه از آقا ناظم ترسيدم

در اداره از پاكسازي

حالا هم كه بازنشسته شده ام

از فشار قبر مي ترسم

با اين حال حديث مي گويد:

من از اچبل اچسيل مي تلسم!

و مليحه غش غش مي خندد و مي گويد:

نترس عزيزم

بابابزرگ كه دم نداره!

 

 

انحصار وراثت

 

عرفان پدر شد به خانه اش رفت

ايثار هم به خانه اش رفت تا پدر شود

- پدرمان در آمد-

حالا نشسته ايم و منتظريم

تا نوه هاي عزيز

با كالسكه بيايند

و من و مليحه را

به سالمندان برسانند!

 

 

اشارات

 

شير نخوردم ترسيدم تب مالت بگيرم

سبزي نخوردم ترسيدم وبا بگيرم

از ترس گرگ به قصاب پناه بردم

قصاب دستي به پهلويم زد و گفت:

چقدر لاغر شده اي بوعلي؟

ترسم ريخت خدا را شكر

حالا روز به روز گاو مي شوم!

 

 

كروكوديل

 

شب امتحان جانورشناسي

از ترس خوابم نمي برد

مادر كنارم خوابيد، پدر غريد

انواع جانور از لابلاي كتاب

بيرون مي پريدند:

پستانداران، درندگان، نرم تنان، بندپايان

نزديكي هاي صبح صدايي آمد

خيلي ترسيدم

پدر از خزندگان شده بود!

 

 

شيشليك

 

منقل دوره سينده

اي لش موشوك

ددم كاباب دوغري

قارداشم شيشه چكي

من آغلي يم

آنام آغلي!

 

دور اجاق نشسته ايم/ پدرم كباب خورد مي كند

برادرم به سيخ مي كشد/ برادرم شيشه مي كشد

من مي گريم/ مادرم مي گريد!

 

 

اين روزها

 

در حياط هاي قديمي

جاي درخت هاي قديمي

دكل هاي ايرانسل كاشته ايم

جاي كلاغ هاي قديمي

گوشي هاي موبايل آويخته ايم

شايعات به طور مستند پخش مي شود

و مادربزرگ ها

در بشقاب هاي عرب ست مي زايند!

 

 

استاد

 

هر چه مي دانستم

با افتخار تمام

به شاگردانم ياد دادم

- حتي فوت كاسه را-

حالا من

آدم بزرگي هستم

با دشمناني بزرگ تر!

 

 

چيدمان

 

هرچه كتاب مي خواندم

جلوي پنجره مي چيدم

روز به روز

فكرم روشن مي شد

اتاقم تاريك

كاش من

تاجر آجر سه سانتي بودم!

 

 

انرژي

 

سر صبح نشسته ام براي شعر

مليحه مي گويد: حالا وقت شير است نه شعر

بدون شعر از خانه خارج مي شوم

گاوي مي آيد صف شير را به هم مي زند

بدون شير به خانه برمي گردم

مليحه مي گويد: حالا وقت شعر است نه شير

شير مي شوم

صف گاوهاي جهان را بر هم مي زنم!

 

 

شام آخر

 

مليحه مي گويد نگاه كن

شام در رستوران چه شكوهي دارد!

تعظيم گارسون، نور شمع، گل رز

ژله بستني، آب پرتقال، موزيك ملايم...

مي گويم به روي چشم!

شب جمعه، ساعت هشت، رستوران روحي

شب هفت حاج مختار شكوهي!...

نظرات  

 
0 #15 طاها 1395-03-08 03:37
نقل قول از Amir:
سلام....
این ملیحه کیه؟؟؟
http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/2467/7398213-b.jpg

همسر اکبر اکسیر
نقل قول
 
 
0 #14 حسن اسفندیاری 1394-05-01 05:37
استاد اکبر اکسیر
ذیوونتم !
نقل قول
 
 
+2 #13 سپیده 1393-09-10 14:12
بسیار زیبا و دوست داشتنی بودند ، خسته نباشی
نقل قول
 
 
0 #12 سپیده 1393-09-10 14:09
خیلی عالیه، فقط این ملیحه کیه؟؟؟
نقل قول
 
 
+1 #11 رعنا 1393-06-18 12:50
ملیحه خانومشه
نقل قول
 
 
0 #10 rasool_nemati 1392-11-28 00:05
عالی بود قراره درباره اکبر اکسیر جلسه بعد کنفرانس بدم امیدوارم دوستام هم مثله من خوششون بیاد
نقل قول
 
 
+4 #9 امیر لطافت کار 1392-06-25 00:19
با سلام
من امیر لطافت کار
عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی تهران هستم. دوره پیش دانشگاهی شاگرد استاد اکسیر بودم که از بزرگترین افتخارات زندگی تحصیلی ام محسوب میشه. چندین سال بود که دنبال شعرها و خبرهایی از استادم بودم
الان بسیار خوشحالم.
زندگی درسی ام را مدیون این استاد بزرگ و فرهیخته می دانم.
نقل قول
 
 
+1 #8 nikan 1392-06-15 00:50
بســــــــی خرســــــــــند شدیـــمـــ . . .

سپـــــــــــــاس!
نقل قول
 
 
+1 #7 Amir 1392-03-31 21:57
سلام....
این ملیحه کیه؟؟؟
http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/2467/7398213-b.jpg
نقل قول
 
 
0 #6 رامین 1391-09-27 19:56
سلام
من از کارهای استاد اکسیر بسیار لذت میبرم
البته خودم هم شاعر طنز هستم و خوشحال میشوم تبادل لینک داشته باشیم.لینکتان کردم روی وبم
نقل قول
 

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر تو : 10 شعر از اکبر اکسیر