پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



1 شعر از سیروس مانی

  • مشاهده در قالب پی دی اف

اصلاً تو بگو

 

اصلاً تو بگو سکوت     یا برای توسعه جملات کمی فکر کنم

 

شیوع این همه

حواسم را هدر می‌دهد

 

تو می‌گویی

کنارت جای خواب ندارم

اما قهرمانی پرسپولیس باید جذاب‌تر باشد

و من استقلال را فقط به رنگ آبی می‌شناسم

 

تو می‌گویی

مائو مرد بزرگیست

من فکر می‌کنم با شما نسبتی دارد     ندارد؟

 

غیر از این‌ها

اشیا همیشه هستند

و متعلقات فراموش‌شده

کفش     تابلوها     پیانو     توستر

تلویزیون     عروسک     بساط چای و آشپزخانه

لباس شب و خواب ابریشم     ماتیک‌های خالی

جوراب‌های کثیف و قناری مرده

 

نمی‌دانم

چرا می‌نویسم تا حس نیاز به لزوم برسد

 

آفتاب مبالغه آمیز

کاملاً از فضای اطرافش جدا شده است

آرشیو روبه رشد کتاب‌های نخوانده

بوی گند شکست را محو می‌کند

تا خود مرا

به موازات این همه پیش ببرم

برداشتی از آخرین شکلت     میان استکان و چای

نخی سیگار به‌رغم قاب‌ها

احتمال ظن به شمایل شدید

برفراز نچسب‌ترین قسمت ماجرا     جایی که در آن خلاص

و از حیرت این همه     برهنه شده‌ام

تا خود مرا به درون تو بریزم

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید شعر تو : 1 شعر از سیروس مانی