پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



ﺷﺎﻣﻠﻮ، ﻧﺎﻡ ﻫﺮ ﺟﺎﯾﺰﻩ‌ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ

  • مشاهده در قالب پی دی اف

علی قنبری

ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ، 9 دی‌ماه 1395

 

با خودم گفتم که احتمالاً هدف دوستان این است شکاف امر فرهنگی و امر اجتماعی را پر کنند و فاصله نخبه‌گرایی و عوام‌گرایی را بردارند که این یک ایده است، گرچه با آن مخالفم و معتقدم مرزهای فرهنگی همیشه وجود دارند، باز هم خودشان اذعان می‌دارند که ما داوران را از نخبگان دیگر حوزه‌ها انتخاب کرده‌ایم.

 

همیشه این جمله ورد زبان من است که نویسندگان و شاعران آوانگارد با سه چیز اختلاف فاز زمانی دارند: جوایز ادبی، ناشران بزرگ و قدرتمند و اقبال عمومی و همیشه هم جوایزی را که سویشان به این سمت است که ادبیات تجربه‌گرا را پاس بدارند، تحسین کرده‌ام. وقتی چند وقت پیش حافظ موسوی، دبیر جایزه در دفتر انتشارات بوتیمار به من اعلام کرد که نامم در لیست کاندیداهای جایزه شاملو است، به او گفتم با این رویه شما مخالفم. اینکه داورانی را انتخاب کنی که متخصص شعر نیستند و صرفا علاقه‌مندان ادبیاتند. چرا؟

یکم، شاملو خود آوانگارد بود، گرچه آوانگاردها هم نهایتاً تسلیم مصرف بورژوازی می‌شوند و شعر شاملو گرچه در ابتدا مورد هجمه همگان بود اما نهایتاً فراگیر شد.

دوم، تاریخ نشان‌داده، تاریخ ادبیات یعنی تاریخ آوانگاردیسم.

سوم، داورانی که به‌طور جدی شعر را دنبال نمی‌کنند کلاسه‌بندی شعر را نمی‌شناسند (با توجه به اظهارات برخی داوران) یعنی اساساً صیرورت اشعار را نمی‌شناسند، فرق کپی را با اصل نمی‌دانند و گرته‌برداری را نمی‌شناسند. فرض کنید کسی که از نقاشی چیزی نمی‌داند وارد یک نمایشگاه نقاشی جمعی شود و به‌طور حسی و ذوقی انتخابی انجام دهد، چطور می‌تواند تشخیص درستی داشته باشد.

چهارم، ممکن است دوستان برگزار‌کننده بگویند استراتژی ما این است. چه اشکالی دارد، دیده شده در غرب ناشرانی که هدف‌شان ترویجی و ترغیبی است داورانی معروف و پاپ، مثلاً یک هنرپیشه را به‌عنوان داور انتخاب کنند، البته هدف‌شان مشخص و نیک است، اما اعتبار؟

پنجم، با خودم گفتم که احتمالاً هدف دوستان این است شکاف امر فرهنگی و امر اجتماعی را پر کنند و فاصله نخبه‌گرایی و عوام‌گرایی را بردارند که این یک ایده است، گرچه با آن مخالفم و معتقدم مرزهای فرهنگی همیشه وجود دارند، باز هم خودشان اذعان می‌دارند که ما داوران را از نخبگان دیگر حوزه‌ها انتخاب کرده‌ایم.

ششم، هدف دیگری که دوستان مطمح نظر قرار داده‌اند این است که ما کتابی را انتخاب می‌کنیم که خوانده شود. اگر چنین است الان که خوشبختانه فضای مجازی کاملا در اختیار همگان است و شعر هم که به وفور در این فضا موجود است و همه هم که انتخاب خودشان را دارند و اگر قرار است ما برای آنها چیزی را انتخاب کنیم که آنها خوش‌شان بیاید پس چرا انتخاب را به خودشان واگذار نکنیم؛ همان کاری که انجام می‌دهند. هفتم، چرا دوستان فکر می‌کنند نخبگان حوزه‌های دیگر سلیقه‌شان در شعر از مصرف‌کنندگان جدی ادبیات بهتر است؟ یکی از مشکلات اساسی در فرهنگ ما این است که اصحاب مختلف در حوزه‌های متفاوت فرهنگی، حوزه‌های دیگر را نمی‌شناسند. چند وقت پیش وقتی یک دوست سینماگر آوانگارد سلیقه شعری‌اش را به من گفت دچار شوک شدم، یک ترانه‌سرای مبتذل‌نویس.

هشتم، چند وقت پیش دوست عکاسی به من گفت که من یک فرهیخته‌ام، اما از شعر تو لذت نمی‌برم. من هم گفتم خب چرا باید چیزی را تجربه کنی که به آن نیازی نداری؟ و بعد اشعار بزرگ‌ترین شاعر قرن بیستم یعنی الیوت را برایش خواندم و او صادقانه گفت لذت نمی‌برد.

همه اینها را با توجه به این مساله گفتم که داوری کاملاً نسبی است و اینکه جایزه‌ای که نام شاملو را یدک می‌کشد، البته حساسیت‌زاست.

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید صفحه اصلی