پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



مطلبی سر گشاده با موسسه‌ی الف. بامداد در حد یک صفحه حوصله

  • مشاهده در قالب پی دی اف

عباس حبیبی بدرآبادی

poetika.persianblog.ir- سوم دی‌ماه 1395

 

از هر دریچه‌ای که به شعر نگاه کنیم و از هر مسیری به سمت آن حرکت کنیم. حساسیت به ساختار و بافت زبان و درگیری در جذابیت‌های آن جزء لاینفک مسیر خواهد بود. چیزی که شاعران بزرگ ما حداقل از زمان نیما به بعد برای آن جنگیده‌اند؛ و سهل‌انگاری و ساده‌فهمی‌های اخیر، چیزی نمی‌تواند باشد مگر یک مسیر دوربرگردان غلط و انحرافی، به سمت استبداد زبانی. و چه ناخوشایند که در ایجاد پشتوانه و سبقه بر این دست بوالهوسی‌ها، نام شاعری در اندازه‌ی شاملو نیز به بازی گرفته می‌شود.

 

با سلام و احترام و تشکر از دعوت اینجانب به مراسم اهدای دومین دوره‌ی جایزه‌ی شعر شاملو

جایزه‌ی شما را هم مثمر فایده نمی‌بینم و در مراسم آن حضور نخواهم داشت.

اگرچه شاید این نگاه، توضیحات بعدی را غیر ضروری می‌کند؛ و اگرچه جایزه شاملو را هم می‌شود گذاشت به حساب قرابت و هم خانوادگی با دیگر جوایزی که به شکل غلط و اینجایی شده؛ چند صبایییا صباحی؛ هر کدام که بیشتر می‌پسندید) بی‌خاصیت ادامه داشته و دست آخر بی‌خاصیت‌تر رفته‌اند. و شکی هم نیست که همواره می‌شود سکوت کرد به روال همیشه، اما فکر می‌کنم حداقل این یک بار، به خاطر بهره‌برداری جایزه‌ی فعلی از دو نام- نماد شعر معاصر ما؛ بد نباشد که به احترام نام شاعر و آیدای او؛ ولو چند سطری؛ در چون و چرای ماجرا بنویسیم. پس (همراه تأسف) ادامه می‌دهم؛ جایزه شما را دستاوردی ندیدیم مگر در حد همان دسته‌های گل روان بر آب دیگر جوایز؛ در کنار همان نواقص ریز و درشت، و ایرادات بزرگ و غیرقابل انکار.

اول: ترویج افراطی ساده‌نویسی و سهل‌انگاری در شعر و بهادادن به مخاطب فاقد اندیشه، کم‌فهم و کم‌حوصله؛ به جای تأکید بر فرهنگ‌سازی و تلاش در ارتقاء شعور و دانش مخاطب با معرفی شعری جدی، پرانرژی و دارای ایده‌های نو.

دوم: انتخاب داوران غلط. چنان‌که حداقل در مورد نیمی از داوران می‌توان گفت؛ افراد نااهل و ناآشنا به فضای شعر روز آمده‌اند در مورد کیفیت شعری که در آن سالیانه حداقل چهارصد عنوان، کتاب جدید تولید می‌شود، داوری بفرمایند. ضمن احترام به شخصیت فردی و فرهنگی داوران محترم و زحمات‌شان در رشته‌های تخصصی دیگر، باید به این سئوال پاسخ بدهیم که اگر خود شاملو امروز بود در این خصوص چه نظری می‌داد. آیا این عزیزان را به عنوان داور جایزه‌ی شعر خودش می‌پذیرفت؟

بهانه‌ی نگاه چند جانبه و انتخاب شعر از دیدگاه صاحب‌نظران عرصه‌های دیگر نیز زمانی معنا پیدا می‌کرد که برنامه‌ی اهـدای چندین جایزه وجود می‌داشت. برای مثال انتـخاب اصلی؛ شعر از دیدگاه اهل شعر (شاعران و منتقدان حرفه‌ای) بود و در کنار آن انتخاب‌های جانبی از دیدگاه کارشناسان رشته‌های دیگر.

سوم: بیانه‌ای پر از آدرس‌های غلط که می‌فرماید:

«آﻧﺎن (داوران) ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﻛﻪ ﺷﻌﺮ اﻣﺮوز ﺑﺎ وﺟﻮد ﻧﮕﺮاﻧﯽ‌ﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد، ﻧﻪ‌ﺗﻨﻬﺎ از رﺷﺪ و ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﯽ ﺑﺎز ﻧﺎﯾﺴﺘﺎده؛ ﺑﻠﮑﻪ در ﺣﺎل ﮔﺸﻮدن ﻓﻀﺎﻫﺎﯾﯽ ﺟﺪﯾﺪ در ﻗﻠﻤﺮو زﺑﺎن و ﺷﻌﺮ ﻓﺎرﺳﯽ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﯽ‌ﺗﺮدﯾﺪ ﻓﺼﻞ دﯾﮕﺮی را در ﺷﻌﺮ ﻓﺎرﺳﯽ رﻗﻢ خواهد زد. «زﺑﺎﻧﯽ ﺳﺎده و ﻣﺆﺛﺮ و ﺗﺼﺎوﯾﺮی ﺧﻼﻗﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺑﯿﺎن ﻋﻮاﻃﻒ و دﻏﺪﻏﻪ‌ﻫﺎی اﻧﺴﺎن اﻣﺮوز» و «دﺳﺘﻤﺎﯾﻪ ﻗﺮاردادن ﻇﺮﻓﯿﺖ‌ﻫﺎی زﺑﺎن ﻓﺎرﺳﯽ، اﺳﺘﻔﺎده از ﺷﯿﻮه‌ﻫﺎی ﺧﻼﻗﺎﻧﻪ رواﯾﺘﮕﺮی، ﺑﻬﺮه‌ﮔﯿﺮی از ﭘﺸﺘﻮاﻧﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺸﺮی، اﺳﺘﻔﺎده از ﮔﻨﺠﯿﻨﻪ ﻧﻈﺎم ﻧﻤﺎدﯾﻦ ﺑﻮﻣﯽ ﺑﺮای ﺧﻠﻖ ﻣﺘﻨﯽ ﻣﺪرن» ازﺟﻤﻠﻪ ﺧﺼﺎﯾﺼﯽ اﺳﺖ ﻛﻪ داوران ﺑﺮای آﺛﺎر اﯾﻦ دوره ﺑﺮﺷﻤﺮدﻧﺪ...»

اما در نهایت به کنج خمودگی همان یک زبان ساده می‌خزد.

از هر دریچه‌ای که به شعر نگاه کنیم و از هر مسیری به سمت آن حرکت کنیم. حساسیت به ساختار و بافت زبان و درگیری در جذابیت‌های آن جزء لاینفک مسیر خواهد بود. چیزی که شاعران بزرگ ما حداقل از زمان نیما به بعد برای آن جنگیده‌اند؛ و سهل‌انگاری و ساده‌فهمی‌های اخیر، چیزی نمی‌تواند باشدمگر یک مسیر دور برگردان غلط و انحرافی، به سمت استبداد زبانی. و چه ناخوشایند که در ایجاد پشتوانه و سبقه بر این دست بوالهوسی‌ها، نام شاعری در اندازه‌ی شاملو نیز به بازی گرفته می‌شود.

از چهارم و پنجم و... بگذریم، که نانوشته بسیار. و نیت، صرف نوشتن یک صفحه‌ی کوتاه تا کم‌حوصله‌ترین مخاطب‌ها نیز وقت بگذارند و بخوانند؛ الباقی بماند برای فرصتی بهتر. توضیح غیرضروری است که دوست نداشتم، نوشتن این یک صفحه به معنای تحریم جایزه‌ی شاملو و یا تخطئه‌ی شاعران جوان مورد عنایت آن موسسه قلمداد شود، پس زمان انتشار آن را موکول کردم به پایان کار و اختتامیه‌ی جایزه .

با آرزوی حفظ حرمت نام‌ها و خروج جایزه‌ی شاملو از بازی فعلی.

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید صفحه اصلی