پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



جایزه شعر سهل غیرممتنع

  • مشاهده در قالب پی دی اف

علیرضا مکوندی

26 دی‌ماه 1395

 

نویسنده یا شاعر جدی و مجرب هرگز آخرین تأویل‌کننده‌ی متن خود نیست اما الزاماً می‌باید آخرین پیشنهاددهنده باشد. این شاید اساسی‌ترین شرط برای نوشتن است که در صورت حصول و تحقق می‌تواند هر اسلوب رایج و سابقی را به نفع خلق زیبایی جدید، برهم‌زده و برای مخاطبان پسندی متفاوت و تازه خلق کند.

 

آنچه ممکن است بدواً موجب انبساط خاطر شود، مشاهده نشانه‌های حیاتی شعر و هنر در دهلیز صدا کاه این سالهاست. خواندن، نقد و بررسی کتاب وقتی گروه نه‌چندان بزرگ مخاطب، هر روز کوچک و کوچک‌تر می‌شود. قدرشناسی از کتاب، کتاب کاغذی در برابر هجوم واسطه‌های جدید و رسانه‌های انبوه. پس شکری واجب است و دل خوش باید داشت. اما بلافاصله پرسش‌هایی با چند علامت تعجب پیدا می‌شود. جامعه ادبی ایران می‌پرسد: براستی در این جایزه‌ها کدام ملاک و معیار، اساس انتخاب هیئت داوران و سپس آثار شاعران بوده است!!!؟ کدام قاعده و اساس، کسانی را که به میانه‌ی نردبان بلند شعر هم نرسیده‌اند برای هیئت داوران معرفی می‌کند تا مثلاً برترین اثر ادبی سال را (که ممکن است کار جوانی نابغه یا پیشکسوتی مجرب باشد) برگزینند!!!؟ ساده‌شده‌ی صورت سؤال اینست که: چگونه داوری از موقعیت پله چهارم اثری را در پله نهم شناسایی و انتخاب می‌کند!!!؟ کدام شعر درخشان یا کدام دانش ادبی جواز داوری برخی از داوران این جایزه بوده است!!!؟ وقتی بعضی از اهالی ادبیات درکی از حضور یک هنرپیشه یا پزشک و... در هیئت داوران ندارند، چه توضیح واضحی شنیده می‌شود: قرار قاضی القضات جایزه با دوستان پیرو آن بوده است که اثر منتخب باید اثری باشد که جمعیت وسیع‌تری از مخاطب را جلب و جذب کند. باید اثری سهل و غیرممتنع باشد. سهل نوشته شده باشد و سهل خوانده شود. و لاجرم لازم بوده است کسانی که شعر تخصص و دغدغه اصلی‌شان نیست در انتخاب بهترین کتاب شعر نظر بدهند. دریغا و دردا که نام بلند کسانی که در روزگار خود پیشروترین و سختکوش‌ترین بودند، آنها که آثار درخشانشان علیه وضع موجود و متفاوت با زبان رایج بود، بر وسعت زبان می‌افزود و بینشی ژرف داشت، یدک‌کش قطار نابلدی، کم‌کاری و کوتاهی شاعران کم‌دان و کم‌کار شود. قطار کم‌کار و پر عرضه‌ی شعر عامه‌گرای سهل غیرممتنع.

نویسنده یا شاعر جدی و مجرب هرگز آخرین تأویل‌کننده‌ی متن خود نیست اما الزاماً می‌باید آخرین پیشنهاددهنده باشد. این شاید اساسی‌ترین شرط برای نوشتن است که در صورت حصول و تحقق می‌تواند هر اسلوب رایج و سابقی را به نفع خلق زیبایی جدید، برهم‌زده و برای مخاطبان پسندی متفاوت و تازه خلق کند. من از جریان و سبک خاصی دفاع، پیروی یا انتقاد نمی‌کنم بلکه معتقدم که در هر رسته (طبقه)1، و با هر نگاه زیبایی شناختی، اثر می‌باید توانایی دفاع از خود در برابر هر پیشنهاد دیگری (لااقل) در همان رسته (طبقه) را داشته باشد. در مواجهه با برخی آثار (که بنابه ملاحظاتی نمونه آنها را ارائه نمی‌کنم) براحتی و با صرف چند دقیقه می‌توان همان معنا یا تصویر ایجاد شده را در فرمی قابل قبول‌تر (از منظر مخاطب همان متن) بازسازی کرد. این شاید یکی از آفات شایع باشد که از تولید انبوه و شتاب در عرضه ناشی می‌شود. متن باید همچون میخ فولادی فرو رفته در صخره‌ای باشد که هیچ مخاطب حرفه‌ای و حتی نویسنده‌ای دیگر نتواند آن را تکان بدهد و جایش را سست کند.

 

پانویس:

1. Category

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید صفحه اصلی