پسند من در تاریخ 02 اسفند 1395 به‌روز شد.

آن دیگری



Selection of Masoud Ahmadi’s New Poems - 4

  • مشاهده در قالب پی دی اف

Selection of Masoud Ahmadi’s New Poems

Translated By Mansoureh Vahdati Ahmadzadeh


Tree and Coffin


At factory

they get timber     board

not for school furniture

park benches

shelves of books     and so forth

or for the shelter

at forest     coast and     anywhere

گزينه‌یی از شعرهاي جدید مسعود احمدي

به انتخاب و ترجمه منصوره وحدتی احمدزاده

 

درخت و تابوت


در کارخانه

الوار می‌شوند     تخته

نه برای میز و صندلی مدرسه

نیمکت پارک     قفسه‌ی کتاب و هر چه از این دست

یا برای سر پناهی

در جنگل     ساحل     و هر کجای دیگر

 

they cut trees

only and only for use of coffins

because the corpse of ideals

cadaver of desires and dreams’ dead bodies

remain not on the ground

since they are germinated     rising

on and on after the rain

more proper     taller     rebellious

such as one seed

 

 

I am only still in love with you

 

I too am breaking down

from this indolence and sluggishness

from ruse and hypocrisy

this spread and flowing everywhere mud

succumbing me, getting me out of shape

 

I am not champion

a hero or better than others

superior to all

 

So

before I have gone enthusiastically

beyond existence

to the end of nothingness

with a box of empty Diazepam

rope marks on the neck

or with a shattered head on the yard’s floor

don’t leave me alone

since

I still come to myself with your words

to my body with your voice

and with you

to pleasure of the beauty within reach

to the beauties far away

 

I am with you

to you that still have a full body

olive skin

and a blood in your veins

that only roars with my voice

comes to the soul’s capillaries

to the restlessness of the soul and body

to all of you in my embrace

 

No

I am not champion

Not a hero, nothing more than I am

I am only

still In love with you

adorer of beauty

and disgusted by demagogue and sadism

 

درختان را

فقط و فقط برای تابوت می‌بُرند

تا نعش آرمان‌ها بر زمین نماند

جسد آرزوها و کالبد رویاها

که آن‌ها از پی هر باران

جوانه می‌زنند     بر می‌خیزند

بایسته‌تر

رشید‌تر     سرکش‌تر     چنان که هر دانه

 

 

 

فقط هنوز عاشق توام

 

من را نیز

دارد از پای می‌اندازد     می‌اندازد از ریخت

این بی‌دردی و بی‌عاری

نیرنگ و ریا     این لجن منتشر و در همه‌جا جاری

 

پهلوان نیستم

قهرمان     یا یکی از بقیه برتر     از همه سَر

 

پس

تا با اشتیاق

به آن طرف بود نرفته‌ام     نرفته‌ام تا ته نبود

با جعبة خالی دیازپام در دست

ردِ طنابی بر گردن     یا با مغزی متلاشی بر کف حیاط

مرا

به خود مگذار

که هنوز

در حرف‌هات به خودم می‌رسم     در صدات به تنم

و با تو

به حظ از زیبایی‌های در چند قدمی     زیباترین‌های در دورتر

 

با تو هستم

که هنوز

تنی پُر داری     پوستی زیتونی

و در رگ‌هات خونی

که فقط با صدای من به خروش می‌آید     می‌آید تا مویرگ‌های روح

تا بی‌تابی جان و تن     تا همة تو در آغوش من

 

نه؛

نه پهلوانم     نه قهرمان     نه چیزی از این‌که هستم بیش‌تر

فقط

هنوز عاشق توام

پرستندة زیبایی     بیزار از مردم‌فریبی و دیگرآزاری

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

شما اینجا هستید ترجمه شعر به انگلیسی Translate to English : Selection of Masoud Ahmadi’s New Poems - 4